تبليغاتX
یادداشت های کوتاه یک نویسنده
عشق
یکی از دوستانم که برای تحصیل به خارج از کشور سفر کرده تعریف می کرد.که یک هفته مانده برای بازگشت به ایران دچار مشکلات بسیاری شد. امتحانات یک طرف ترکیدن لوله اب محل سکونت یک طرف دیگر و سرانجام و از همه بدتر مشکلی بود که در تهیه بلیط بازگشت با انها مواجه شده بود.شبی که در حال صحبت با هم بودیم خستگی در حرف هایش کاملا مشهود بود.او در حال تعریف مشکلاتش بود و من هم با دقت به صحبت هایش گوش می کردم. برای خیلی از ما پیش اماده که بعضی از اوقات میبینیم که مشکلات نه یکی یکی بلکه گونی گونی به ما بخشیده می شود انها دست جمع به عیادت و احوال پرسی ما می ایند گویی خدا می خواهد با این کارش بگوید تازگی ها تنبل شدی بلند شو یک تکونی خودت رو بده ببینم... چند تا مشکل خوشگل برات فردا صبح می فرستم حالشو ببر... و شما هم که صبح از خواب بیدار می شوید و از همه جا بی خبر در خانه تان را باز می کنید یکی دو قدم از منزل و محیط امن خود دور نشده با انها ملاقات می کنید ..........وقتی که به موضوع دوستم دقیقتر نگریستم ابعاد تازه تری را دران دیدم..به دوستم از منظر یک روح نگریستم برایم جالب بود که شبا هت هایی بین او و زندگی یک روح در جهان فیزیک وجود دارد..همانطور که او در سرزمینی غریب و دور از وطن اصلی خود زندگی می کند و در انجا مشغول تحصیل است روح نیز در اینجا یعنی زمین به دور از سرزمین های الهی به زیستن مشغول است و در دانشگاه زمین به کسب تجربه می پردازد ... هر بار با پاس کردن درس هایی بیشتر در این دانشگاه زمینی و اموختن از استادان معنوی بر میزان رشد و اگاهی خویش می افزاید..روح با کسب شایستگی های لازم و عبور از میان ازمون ها و سختی ها رفته رفته تجاربش گسترده تر میشود..او در این روند رشد می اموزد که سختی ها نه تنها سدی بر سر راه او نیست بلکه پله هایی برای صعد در مقابل او قرار می دهد...و لی داستان این روح ما سرانجام به کجا ختم می شود؟ اینهمه اموزش و تجربه به چه درد او خواهد خورد؟مگر قرار نیست روح بعد از اتمام زندگیش از این دنیا به پیش خداوند برود و در بهشت های او تا ابد به خوبی و خوشی زندگی کند. بعضی از جواب ها ممکن است خیلی شیرین به نظر برسند انسان دوست داشته باشد انها را همانگونه بپذیرد ولی ایا پاسخ های دیگری هم می تواند وجود داشته باشد......به دوستم فکر کردم او فرد بسیار باهوشی است فکر می کنم پس از پایان تحصیلاتش حتما از اموخته های خویش برای خدمت به دیگران سود خواهد جست او یا به سرزمین مادری خود باز خواهد گشت یا در هرجایی از این کره خاکی مشغول به انجام وظیفه می شود...تصمیم با اوست...روح نیز اینگونه عمل می کند او پس از پایان تحصیلاتش در دانشگاه زمین یا به سرزمین های الهی باز می گردد یا هر جایی که خود تصمیم بگیرد خواهد رفت شاید انتخاب او دوباره همین زمین باشد...او اموخته های خویش را به دیگر ان خواهد اموخت زیرا اکنون او نیز یک استاد شده است...چرخه اموزش در این دنیا همچنان ادامه دارد و تا وقتی اموزش هست مسائل و مشکلات نیز وجود خواهند داشت...خلاقیت و شهامت یک روح تنها با روبرو شدن با این مسائل گسترش خواهد یافت. هنگامی که روح می اموزد که به مشکلات پیرامونش از دید مسائلی بنگرد که باعث رشد اگاهی او می شوند انگاه می تواند رد پای برکات الهی را در انها ببیند..برکاتی که در هیئت های ناشناس و ناملموس به او بخشیده می شود..برکاتی که در لباسی مبدل به سراغ او می ایند. به اطراف خود خوب نگاه کنید شاید هم اکنون شما نیز در حال دریافت برکتی هستید که او هم لباس مبدلی به تن کرده باشد.....انتخاب باشماست چون شما روح هستید و خداوند عاشق شماست

برکت باشد

تابستان1387

نادر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 8 بعد از ظهر  توسط نادر  |